سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
دی 90 - روزهای زندگی همسر یک طلبه

من، او، بی قراری

ارسال شده توسط بانو در 30/10/90:: 10:0 عصر

چه فخری می فروشم به خدا که صبر می کنم در فراق همسری که مجاهد راه اوست

چه ناسپاس همسرانی هستم که عمری فراق سایه ی سری که در راه مجاهدت، از دست رفت را شکیب آوردند

از خودم...

از ناشکیبی و بیتابی ام...

از فخر فروشی ام...

به تو پناه می برم پروردگار مهربان

-------------------------------

پ ن: بیقرار تو امو در دل تنگم گله هاست             آه بیتاب شدن، عادت کم حوصله هاست...

برای کم حوصلگی ام دعا کنید


من، او، مشترک مورد نظری که در دسترس نیست

ارسال شده توسط بانو در 26/10/90:: 11:38 عصر

این روزها حتی صدایت را نمی شنویم!


کجایی که حتی امواج مخابراتی هم پیدایت نمی کنند؟


کودکمان بهانه ات را می گیرد اما همینکه کسی می گوید بابایت کجاست؟، سرش را بالا می گیرد و می گوید: رفته تبلیغ


امیدوارم امواج معنویتت، به عمق قلب مردم رسوخ کند و با کوله باری از پاکیها، مثل همیشه ما را در زیر باران رحمت خدا قرار دهی


دلمان تنگت شده مبلغ


من، او، تلافی شیرین

ارسال شده توسط بانو در 17/10/90:: 8:1 صبح

من: وااااااااااااااااااااااااااااااااای امتحانام نزدیکه!

هیچی بلد نیستم! هیچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچی!

او:  من بچه را میگیرم تو درس بخوان!

من: خب گناه داری! خسته می شی. صبح و عصر کلاس داری!

او: هنوز خیلی بدهکارم! جای تمام شبهای امتحانی که پا به پایم بیدار نشستی تا خوابم نبرد

----------------------------------

پ ن: تلافی های شیرینت را دوست دارم. هرچند من با یکی دیگر، معامله کرده ام





بازدید امروز: 6 ، بازدید دیروز: 8 ، کل بازدیدها: 1756
پوسته‌ی وبلاگ بوسیله Aviva Web Directory ترجمه به پارسی بلاگ تیم پارسی بلاگ