روزهای زندگی همسر یک طلبه

 

چند وقت پیش داشتیم روی موضوع وضو و نماز با هم گفتگو می کردیم.

رسیدیم به مسئله تیمم! گفتم:خدا چقدر سخت گرفته برای تهیه آب! معلومه خیلی به وضو عنایت داره. تا وقتی از پیدا کردن آب، نا امید نشی، باید بگردی! اگر بدونی توی یه جای خیلی دورم آب هست، باید بری دنبالش و نمی تونی تیمم کنی!

متفکرانه گفت: درسته !! ولی همین خدا، وقتی به کمی وقت می رسه، می گه تیمم کن! ببین نماز توی وقت، برای خدا چقدر اهمیت داره که از وضو هم چشم پوشی می کنه و بدلش رو می پذیره!

مدتها این حرف گوشه ذهنم بود تا دیروز مطلبی همه ذهنم رو به خودش مشغول کرد

امام علی از یه جایی رد می شدند، دیدند یه گروهی دارن شیون می کنند. از سبب گریه و شیون اونها می پرسند، به اون حضرت عرض می شه که اینها عزیزی از دست دادند.

امام می فرمایند: گمان کردم نماز صبح یکی از اعضای خانواده قضا شده که چنین شیون می کنند!

-------------------------------------------------

پ ن1: تعجب کردی؟ تنت لرزید؟ دقیقا درک می کنم چون خودم هنوز که هنوزه با خوندنش، تنم می لرزه! راستش این جمله رو هم می خوام بنویسم روی آینه!

پ ن2: به نظرتون ما برعکس نیستیم؟ یعنی اگر ببینیم کسی خیلی تو سر خودش می زنه، جیغ می کشه، چند توجیه قابل قبوله: یا عزیزش رو از دست داده! یا مبلغ هنگفتی پول ازش زدن! چیز دیگه ای به ذهنتون می رسه که جامعه امروز بپذیره؟

مثلا همین قضا شدن نماز! یا کنار رفتن حجاب!

از دست رفتن معنویات، برای ما خیبلی باشه، حسرت بر انگیزه اما باعث گریه و شیون...

 

 


نوشته شده در یکشنبه 92/9/3ساعت 9:0 صبح توسط بانو نظرات ( ) |


Design By : Pichak